یا ضامن آهو
شعر در باره ی امام رضا(ع)
بیا ای زهر کین کم کم، مداوای جراحت کن
مرا از خون دل خوردن، بیا ای مرگ و راحت کن
هزاران حجله از آهِ، غریبی چیده ام اینجا
چو نیلوفر ز بی تابی، به خود پیچیده ام اینجا
رضا جانم رضا جانم
صبوری کردم از اوّل، اگر خون دلی خوردم
که میراث شهادت را، به اِرث از مادرم بردم
جواد! ای دیدن رویت، امید و آرزوی من
بیا ای یوسف زهرا، تبسّم کن به روی من
رضا جانم رضا جانم
در این غربت که هر ساعت، شود افزون ملال من
گلِ اشکِ جواد آمد، به گلبرگِ جمال من
گل اشک جوادش را، بگیر ای دل به دست امروز
شود کارش دُرست آخر، دل هر کس شکست امروز
رضا جانم رضا جانم
الا ای حجت هشتم، که از جام تو مستم من
ضریح با صفایت را، دخیل گریه بستم من
به عشقت می روم عمری، از این صحرا به آن صحرا
مرا آهو حسابم کن، به جان مادرت زهرا
رضا جانم رضا جانم...
برچسب: امام رضا(ع),متن ادبی,شعر,شعر در رابطه با امام رضا,
نویسنده: عطیه حبیبی